نیلوفرانه...

نیلوفرانه...

الهی!چه بی صدا و چه بی منت می بخشی و من چه حسابگرانه و مغرورانه تسبیح می گویم
نیلوفرانه...

نیلوفرانه...

الهی!چه بی صدا و چه بی منت می بخشی و من چه حسابگرانه و مغرورانه تسبیح می گویم

هل من ناصر

فکر کن به دربهای خانه های مدینه...

چه قدر دلتنگ دق الباب زهرای حیدرند...

او عاشق شما بود بانو...

پیکر بی سر 

اطراف دجله

بعد از بیست و هفت سال...

سردار شنیده ام قرار است روز شهادت بی بی دو عالم شما را تشییع کنند...در مشهدالرضا

 سردار شهید عبدالحسین برونسی



آیات

بانو جان!زهرای مهربانی ها!

هنوز جهان دارد آیاتی  که شعر مظلومیت علی را فاطمی میسرایند...


و قضی من قضی...

و تو ای بانو آیاتی هستی بر این ادعا که این قوم چه می آورند بر شیعه علی!

روضه...

تجسم کن!

فردای دفن مهتاب را...

خانه بدون بانوی آیینه هارا...

مولا را...

حسنین را...

زینبین را...

زینب را

زینب را

زینب را

این یعنی اوج روضه...

اوج غربت...............